ماه سپتامبر همواره در حافظهی بازارهای مالی بهعنوان یکی از پرابهامترین و پرریسکترین مقاطع سال شناخته میشود. بسیاری از سرمایهگذاران قدیمی معتقدند که در این ماه، بازارها نه با منطق عدد و رقم، بلکه بیشتر با نیروی روانی جمعی و سنتیمنت حرکت میکنند.
چرا سپتامبر خاص است؟
دادههای تاریخی نشان میدهد که شاخصهای بزرگی چون Dow Jones و S&P500 معمولاً در سپتامبر دچار افت یا نوسانات غیرمنتظره میشوند.
سنتیمنت معاملهگران خرد بیشتر حالت محافظهکارانه پیدا میکند، درحالیکه معاملهگران کلان با نگاه به دادههای سالیانه و الگوهای بلندمدت، تلاش میکنند نقاط ورودی استراتژیک پیدا کنند.
پیوند با نظریه ویلیام گن:
ویلیام گن، تریدر افسانهای اوایل قرن بیستم، اعتقاد داشت که زمان بهاندازهی قیمت در بازار اهمیت دارد. از نگاه او، دورههای سالانه و فصلی میتوانند نقش چرخهای در تعیین اوجها و کفها داشته باشند.
در روش گن، محدودهی شروع سپتامبر اغلب بهعنوان سیگنال تغییر روند فصلی تلقی میشود.
محدودهی پایان سپتامبر اما بیشتر نقش تثبیت یا شکست را دارد: اگر بازار توانسته باشد فشار نزولی را تحمل کند، معمولاً وارد رالیهای قویتر در اکتبر و نوامبر میشود.
سنتیمنت + گن = نقشه روانی بازار
وقتی سنتیمنت بدبینانه معاملهگران خرد (ترس از افت بیشتر) با چرخههای زمانی گن همپوشانی میکند، فشار فروش در نیمهی اول سپتامبر تشدید میشود. اما درست در همین زمان است که معاملهگران کلان و الگوریتمهای بزرگ به دنبال ورود در کفها هستند.
نتیجهگیری اکونومی پلاس:
اثر سپتامبر صرفاً یک پدیده تقویمی نیست؛ بلکه تلاقی روانشناسی جمعی با هندسهی بازار است. اگر با نگاه گن پیش برویم، محدودهی ابتدای سپتامبر نقطهی هشدار و انتهای سپتامبر نقطهی تصمیم است. برای همین، سپتامبر همواره بهعنوان پلی بین نااطمینانی تابستان و فرصتهای پاییز باقی میماند.
